عشق،دلبستگی،دیدار
16 شهریور 1396 توسط عبادالرحمن
یه کاری برام پیش اومده بود که باید حتما میرفتم تهران از طرفی ناراحت بودم که پایان نامه ام مونده بود واز طرفی هم خیلی خوشحال بودم که بعد از مدتها بدون دردسر میبینمش(وقتی میگم بدون دردسر یعنی اینکه انگار روزگار دیگه کاری به مانداره یاشایدم حسادتش کم شده… بیشتر »